خداوند تعبير نكنيد ( 1 ) .
اين حديث ممكن است ناظر به مواردى باشد كه چنين تداعى وجود دارد .
و گرنه قرآن سخنان جن را در اين آيات با لحن موافق نقل مىكند و بر آن صحه مىگذارد ، به علاوه در بعضى از خطبههاى « نهج البلاغه » نيز اين تعبير به كار رفته است :
چنان كه در خطبه 191 مىخوانيم :
الحمد للَّه الفاشى فى الخلق حمده و الغالب جنده ، و المتعالى جده :
« ستايش مخصوص خداوندى است كه حمد و ثنايش همه جا را فرا گرفته ، و لشكرش همه جا پيروز است ، و مجد و عظمتش متعالى است » .
در بعضى از روايات نيز آمده است كه « انس بن مالك » مىگويد :
كان الرجل اذا قرء سورة البقرة جد فى اعيننا : « هنگامى كه كسى سوره بقره را ياد مىگرفت و قرائت مىكرد ، در نظر ما بزرگ مىنمود » ( 2 ) .
به هر حال استعمال اين كلمه در معنى مجد و عظمت مطلبى است كه هم با متون لغت هماهنگ است و هم با موارد استعمال آن .
قابل توجه اينكه گويندگان جن در اينجا مخصوصا روى اين مطلب تكيه مىكنند كه خداوند همسر و فرزندى ندارد ، و اين تعبير احتمالا اشاره به نفى خرافه اى است كه در ميان عرب وجود داشت ، مىگفتند : ملائكه دختران خدا هستند از همسرى از جن كه خداوند براى خود برگزيده ! همين معنى به عنوان يك احتمال در تفسير آيه 158 سوره صافات نيز آمده
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 368 « و نور الثقلين » جلد 5 صفحه 435 ، در تفسير « على بن ابراهيم » به اين تعبير اشاره شده است .
( 2 ) « تفسير قرطبى » جلد 10 صفحه 6801 .