ناگهان ديديم از سوى كوه « حرا » مىآيد ، عرض كرديم كجا بودى اى رسول خدا ؟ ما سخت نگران شديم ، و ديشب بدترين شب زندگى ما بود ، فرمود دعوت كننده جن به سراغ من آمد ، و من رفتم قرآن براى آنها بخوانم ( 1 ) .
تفسير : ما قرآن عجيبى شنيدهايم !
اكنون با توجه به آنچه گفته شد به تفسير آيات بر مىگرديم :
در آيه نخست مىفرمايد : « بگو به من وحى شده كه جمعى از جن به سخنانم گوش فرا دادهاند ، و گفتهاند ما قرآن عجيبى شنيدهايم » ( * ( قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّه اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقالُوا إِنَّا سَمِعْنا قُرْآناً عَجَباً ) * ) ( 2 ) .
تعبير « * ( أُوحِيَ إِلَيَّ ) * » ( به من وحى شده ) نشان مىدهد كه پيامبر ص در اين ماجرا شخصا افراد جن را مشاهده نكرده ، بلكه از طريق وحى به استماع آنها نسبت به قرآن مجيد آگاه شده است .
و در ضمن اين آيه به خوبى نشان مىدهد كه طايفه « جن » داراى عقل و شعور و فهم و درك ، و تكليف و مسئوليت ، و آشنايى به لغت ، و توجه به فرق بين كلام اعجاز آميز دارند ، همچنين خود را موظف به تبليغ حق مىدانند ، و مخاطب خطابهاى قرآن نيز هستند .
اين قسمتى از ويژگيهاى اين موجود زنده ناپيدا است كه تنها از اين آيه استفاده مىشود ، آنها ويژگيهاى ديگرى نيز دارند كه به خواست خدا در پايان
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 368 .
( 2 ) « نفر » بنا به گفته جمعى از ارباب لغت و تفسير به 3 تا 9 نفر گفته مىشود .