را به سرمنزل سعادت و كمال مىرساند .
بعد از ابراز ايمان و نفى هر گونه شرك سخنان خود را درباره صفات خدا چنين ادامه دادند : « و بلند است مقام با عظمت پروردگارمان ( از شباهت به مخلوقين ، و از هر گونه عيب و نقص ) و او هرگز براى خود همسر و فرزندى انتخاب نكرده است » ( * ( وَأَنَّه تَعالى جَدُّ رَبِّنا مَا اتَّخَذَ صاحِبَةً وَلا وَلَداً ) * ) .
« جد » در لغت معانى زيادى دارد از جمله : « عظمت » ، « شدت » ، « جديت » « بهره و نصيب » ، « نو شدن » و مانند آن مىباشد ، ولى ريشه اصلى آن ، به طورى كه « راغب » در « مفردات » آورده ، به معنى « قطع » است ، و از آنجا كه هر وجود با عظمتى از موجودات ديگر جدا مىشود ، اين واژه به معنى عظمت آمده است .
همچنين در مورد ساير معانى آن همين تناسب را مىتوان در نظر گرفت .
و اگر به پدر بزرگ جد گفته مىشود آن هم به واسطه بزرگى مقام يا سن او است .
جمعى از مفسران براى « جد » در اينجا معانى محدودترى ذكر كردهاند بعضى آن را به معنى « صفات » ، و بعضى به معنى « قدرت » و بعضى به معنى « ملك و حكومت » و بعضى به معنى « نعمت » و بعضى به معنى « نام » تفسير كردهاند كه همه اينها در معنى عظمت جمع است .
ولى از آنجا كه اين تعبير به هر حال معنى معروف « جد » كه همان پدر بزرگ است تداعى مىكند در بعضى از روايات آمده است كه طايفه جن از روى نادانى چنين تعبير نامناسبى را برگزيدند ، يعنى شما هرگز اين گونه درباره
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 104
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٤