سپس به توصيف ديگرى از اين تندباد كوبنده پرداخته ، مىافزايد :
« خداوند آن را بر اين قوم ، مدت هفت شب و هشت روز پى در پى و بنيان كن مسلط ساخت » ( * ( سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً ) * ) .
« حسوما » از ماده « حسم » ( بر وزن رسم ) به معنى از بين بردن آثار چيزى است ، و اگر به شمشير « حسام » ( بر وزن غلام ) گفته مىشود به همين مناسبت است ، و گاه به داغنهادن بر زخم براى سوزاندن ريشه آن نيز « حسم » گفته مىشود ، و در اينجا منظور اين است كه اين هفت شب و هشت روز پى در پى زندگى گسترده و با رونق اين قوم عظيم را درهم كوبيد و متلاشى كرد و ريشه كن ساخت ( 1 ) .
نتيجه آن شد كه قرآن مىگويد : « اگر آنجا بودى مشاهده مىكردى كه آن قوم همگى به روى زمين افتاده ، همچون تنههاى پوسيده و تو خالى درختان نخل » ! ( * ( فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ ) * ) .
چه تشبيه جالبى كه هم بزرگى قامت آنها را مشخص مىكند ، و هم ريشه كن شدن آنها را ، و هم تو خالى بودن در برابر عذابهاى الهى به گونه اى كه تندباد آنها را به آسانى جابه جا مىكرد .
« خاوية » از ماده « خواء » ( بر وزن هواء ) در اصل به معنى خالى شدن است ، اين تعبير در مورد شكمهاى گرسنه ، ستارگان خالى از باران ( به اعتقاد عرب جاهلى ) و گردوى پوك نيز به كار مىرود .
هامش
( 1 ) توجه داشته باشيد كه « حسوما » « صفت » است براى « * ( سَبْعَ لَيالٍ وَثَمانِيَةَ أَيَّامٍ ) * » و بعضى آن را « حال » براى « ريح » يا « مفعول له » دانستهاند .