بارها دقيق شوند و هنگامى كه نتوانستند كمترين خلل و نقصانى در اين نظام عجيب بيابند به آفريننده اين دستگاه و خالق اين جهان و علم و قدرت بىپايان آشناتر شوند .
« خاسئ » از ماده « خسا » و « خسوء » ( بر وزن مدح و خشوع ) هر گاه در مورد چشم به كار رود به معنى خسته و ناتوان شدن است ، و هر گاه در مورد « سگ » به كار رود به معنى دور كردن آن است .
« حسير » از ماده « حسر » ( بر وزن قصر ) به معنى برهنه كردن است ، و از آنجا كه انسان به هنگام خستگى تاب و توان خود را از دست مىدهد و گويى برهنه از نيروهاى خود مىشود به معنى خستگى و ناتوانى آمده است ، بنا بر اين « خاسئ » و « حسير » در آيه فوق هر دو به يك معنى و براى تاكيد در موضوع درماندگى و ناتوانى چشم از ديدن نقصانى در نظام عالم هستى است .
بعضى ميان اين دو چنين فرق گذاشتهاند « خاسئ » به معنى ناكام و « حسير » به معنى ناتوان است .
به هر حال از اين آيات دو نتيجه مهم مىتوان گرفت : نخست اينكه قرآن به همه رهروان راه حق ، دستور مؤكد مىدهد كه هر چه مىتوانند در اسرار عالم هستى و شگفتيهاى جهان آفرينش بيشتر مطالعه و دقت كنند ، و به يك بار و دو بار قناعت ننمايد ، چه بسيار اسرارى كه در نگاه اول و دوم خود را نشان نمىدهد ، ديدههاى تيزبين لازم است كه بعد از چندين نگاه آنها را بيابد .
ديگر اينكه هر قدر انسان در اين نظام دقيقتر و باريكتر شود انسجام آن را بهتر درك مىكند ، انسجامى خالى از هر گونه نقص و خلل و كژى و اعوجاج .
و اگر در نظر سطحى و ابتدايى بعضى از پديدههاى اين جهان به عنوان شرور و آفات و فساد ديده مىشود ( همچون زمينلرزهها ، سيلابها و بيماريها و
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢١