و اين ضايعه اى است نه تنها براى هر خانواده بلكه براى كل جامعه ، چرا كه چنين كودكانى كه از مهر مادر يا پدر ، محروم مىشوند گاه به صورت افرادى خطرناك درمىآيند ، كه بدون توجه تحت تاثير روح انتقامجويى قرار گرفته و انتقام خود را از كل جامعه مىگيرند .
اگر اسلام اين همه در باره طلاق سختگيرى كرده ، دليلش همين آثار زيانبار آن در ابعاد مختلف است .
و نيز به همين دليل قرآن مجيد صريحا دستور مىدهد كه هر گاه اختلافى ميان زن و مرد پيدا شود بستگان دو طرف در اصلاح آن دو بكوشند ، و از طريق تشكيل « محكمه صلح خانوادگى » از كشيده شدن دو همسر به دادگاه شرع ، يا به مساله طلاق و جدايى ، مانع شوند .
( شرح محكمه صلح را در جلد سوم صفحه 375 به بعد ذيل آيه 35 سوره نساء دادهايم ) .
و باز به همين دليل آنچه به خوشبينى زن و مرد ، و تحكيم پايههاى علائق خانوادگى ، كمك كند ، از نظر اسلام مطلوب ، و آنچه آن را متزلزل سازد مبغوض و منفور است .
2 - انگيزه طلاق
طلاق مانند هر پديده ديگرى اجتماعى داراى ريشههاى مختلفى است كه بدون بررسى دقيق و مقابله با آن جلوگيرى از بروز چنين حادثه اى مشكل است ، و لذا قبل از هر چيز بايد به سراغ عوامل طلاق برويم و ريشههاى آن را در جامعه بخشكانيم ، اين عوامل بسيار زياد است كه امور زير از مهمترين آنها است :