الف - توقعات نامحدود زن يا مرد يكى از مهمترين عوامل جدايى است ، و اگر هر كدام دامنه توقع خويش را محدود سازند ، و از عالم رؤياها و پندارها بيرون آيند ، و طرف مقابل خود را به خوبى درك كنند ، و در حدودى كه ممكن است توقع داشته باشند ، جلوى بسيارى از طلاقها گرفته خواهد شد .
ب - حاكم شدن روح تجملپرستى و اسراف و تبذير بر خانوادهها عامل مهم ديگرى است كه مخصوصا زنان را در يك حالت نارضايى دائم نگه مىدارد ، و با انواع بهانه گيريها راه طلاق و جدايى را صاف مىكند .
ج - دخالتهاى بيجاى اقوام و بستگان و آشنايان در زندگى خصوصى دو همسر ، و مخصوصا در اختلافات آنها ، عامل مهم ديگرى محسوب مىشود .
تجربه نشان داده است كه اگر هنگام بروز اختلافات در ميان دو همسر آنها را به حال خود رها كنند و با جانبدارى از اين يا از آن دامن به آتش اين اختلاف نزنند چيزى نمىگذرد كه خاموش مىشود ، ولى دخالت كسان دو طرف كه غالبا با تعصب و محبتهاى ناروا همراه است كار را روز به روز مشكلتر و پيچيده تر مىسازد .
البته اين به آن معنا نيست كه نزديكان هميشه خود را از اين اختلافات دور دارند ، بلكه منظور اين است كه آنها را در اختلافات جزئى به حال خود رها كنند ، ولى هر گاه اختلاف به صورت كلى و ريشه دار درآمد با توجه به مصلحت طرفين ، و اجتناب و پرهيز از هر گونه موضعگيرى يك جانبه و تعصبآميز دخالت كنند ، و مقدمات صلحشان را فراهم سازند .
د - بىاعتنايى زن و مرد به خواست يكديگر ، مخصوصا آنچه به مسائل عاطفى و جنسى برمىگردد ، مثلا هر مردى انتظار دارد كه همسرش پاكيزه و جذاب باشد ، همچنين هر زن نيز چنين انتظارى از شوهرش دارد ، ولى اين از امورى است كه غالبا حاضر به اظهار آن نيستند ، اينجا است كه بىاعتنايى طرف
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٨