مقابل و نرسيدن به وضع ظاهر خويش و ترك تزيين لازم ، و ژوليده و كثيف بودن ، همسر او را از ادامه چنين ازدواجى سير مىكند ، مخصوصا اگر در محيط زندگانى آنها افرادى باشند كه اين امور را رعايت كنند و آنها بىاعتنا از كنار اين مساله بگذرند .
لذا در روايات اسلامى اهميت زيادى به اين معنى داده شده ، چنان كه در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
لا ينبغى للمرأة ان تعطل نفسها
: « سزاوار نيست كه زن خود را بدون زينت و آرايش براى شوهرش بماند ( 1 ) و در حديث ديگرى از امام صادق ع آمده است كه فرمود :
و لقد خرجن نساء من العفاف الى الفجور ما اخرجهن الا قلة تهيئة ازواجهن !
زنانى از جاده عفت خارج شدند و علتى جز اين نداشت كه مردان آنها به خودشان نمىرسيدند » ( 2 ) ! ه - عدم تناسب فرهنگ خانوادگى و روحيات زن و مرد با يكديگر نيز يكى از عوامل مهم طلاق است ، و اين مساله اى است كه بايد قبل از اختيار همسر دقيقا مورد توجه قرار گيرد كه آن دو علاوه بر اينكه » كفو شرعى « يعنى مسلمان باشند ، » كفو فرعى « نيز باشند ، يعنى تنها تناسبهاى لازم از جهات مختلف در ميان آن دو رعايت شود ، در غير اين صورت بايد از بهم خوردن چنين ازدواجهايى تعجب نكرد .
3 - فلسفه نگهداشتن عده
بدون شك « عده » دو فلسفه اساسى دارد كه در قرآن مجيد و اخبار اسلامى به آن اشاره شده است : نخست مساله حفظ نسل و مشخص شدن وضع زن از نظر باردارى و عدم باردارى ، و ديگر وجود وسيله اى براى بازگشت به
هامش
( 1 و 2 ) « مكارم الاخلاق » صفحه 107 و 91 .