« در حالى كه خداوند هم از ايمان آنها بىنياز بود و هم از طاعاتشان » ( * ( وَاسْتَغْنَى اللَّه ) * ) .
و اگر آنها را موظف به ايمان و اطاعت و پرهيز از گناه فرمود تنها براى منفعت خودشان و سعادت و نجاتشان در اين جهان و جهان ديگر بود .
آرى « خداوند بىنياز است و شايسته هر گونه حمد و ستايش » ( * ( وَاللَّه غَنِيٌّ حَمِيدٌ ) * ) .
اگر جمله كائنات كافر شوند بر دامان كبريائيش گردى نمىنشيند ، همانگونه كه اگر همه مخلوقات مؤمن و مطيع فرمان او باشند چيزى بر جلالش افزوده نمىشود ، اين مائيم كه نيازمند به اين برنامههاى تربيتى و سازنده و تكامل بخش هستيم .
تعبير به « * ( وَاسْتَغْنَى اللَّه ) * » ( خداوند بىنياز بود ) آن چنان مطلق است كه بىنيازى او از همه چيز حتى از ايمان و اطاعت انسانها را بيان مىكند ، تا تصور نشود كه اينهمه تاكيد و اصرار به خاطر اين است كه سود اين طاعت به خدا باز مىگردد ، او هرگز آفريدگان را نيافريد تا سودى كند او مىخواست بر بندگانش جودى كند .
بعضى براى جمله * ( وَاسْتَغْنَى اللَّه ) * تفسير ديگرى ذكر كردهاند ، و آن اينكه خداوند آن قدر آيات و دلائل روشن و موعظه و اندرز كافى براى آنها فرستاد كه از غير آن بىنياز بود .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 189
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٨٩