و از آنجا كه يكى از مؤثرترين وسائل تربيت و طرق انذار ، توجه دادن به سرنوشت اقوام و امتهاى پيشين است ، آيه بعد ، يك نگاه اجمالى به زندگى آنها افكنده ، سپس انسانها را مخاطب ساخته ، مىگويد : « آيا خبر كافرانى كه قبل از شما بودند ، به شما نرسيده است كه چگونه طعم تلخ گناهان بزرگ خود را چشيدند و در آخرت نيز عذاب دردناك از آن آنها است » ؟ ! ( * ( أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَلَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ ) * ) ( 1 ) .
شما از كنار شهرهاى بلا ديده و ويران شده آنها ، در مسير خود به سوى شام و مناطق ديگر عبور مىكنيد ، نتيجه كفر و ظلم و عصيانگرى آنها را با چشم مىبينيد ، و اخبار آنها را در تاريخ مىخوانيد ، همانها كه طومار زندگانيشان با طوفان و سيلاب درهم پيچيده شد ، و يا صاعقهها خرمن عمرشان را آتش زد ، و يا زلزلههاى ويرانگر آنها را به كام زمين فرو كشيد ، و يا تندباد سنگينى اجسام آنها را چون پر كاه به هر سو پرتاب كرد ، اين عذاب دنياى آنها بود ، در آخرت نيز عذاب دردناكى در انتظارشان است .
آيه بعد به منشا اصلى اين سرنوشت دردناك اشاره كرده مىافزايد : « اين به خاطر آن بود كه رسولان آنها با دلائل روشن و معجزات به سراغشان مىآمدند ولى آنها از روى كبر و غرور مىگفتند : « آيا انسانهايى مىخواهند ما را هدايت كنند » ؟ مگر چنين چيزى ممكن است ؟ ( * ( ذلِكَ بِأَنَّه كانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا ) * ) .
و با اين منطق پوشالى به مخالفت با آنها برخاستند « و كافر شدند و از قبول حق سر برتافتند » ( * ( فَكَفَرُوا وَتَوَلَّوْا ) * ) .
هامش
( 1 ) « و بال » از ماده « وبل » و « وابل » به معنى باران سنگينى است و به هر موضوع مهمى كه انسان از زيان آن بيمناك است « و بال » گفته مىشود .