ولى از آنجا كه پيامبر اسلام تنها مبعوث به اين قوم « امى » نبود ، بلكه دعوتش همه جهانيان را دربر مىگرفت در آيه بعد مىافزايد : « او مبعوث به گروه ديگرى از مؤمنان نيز هست كه هنوز ملحق به اينها نشدهاند » ، ( * ( وَآخَرِينَ مِنْهُمْ لَمَّا يَلْحَقُوا بِهِمْ ) * ) ( 1 ) .
اقوام ديگرى كه بعد از ياران پيامبر اسلام ص پا به عرصه وجود گذاردند ، در مكتب تعليم و تربيت پيامبر ص پرورش يافتند ، و از سرچشمه زلال قرآن و سنت محمدى ص سيراب گشتند ، آرى آنها نيز مشمول اين دعوت بزرگ بودند .
به اين ترتيب آيه فوق تمام اقوامى را كه بعد از صحابه پيامبر ص به وجود آمدند از عرب و عجم شامل مىشود ، در حديثى مىخوانيم هنگامى كه پيغمبر اكرم ص اين آيه را تلاوت فرمود سؤال كردند : اينها كيانند ؟
پيامبر ص دست خود را بر شانه سلمان گذارد ، و فرمود
لو كان الايمان فى الثريا لنالته رجال من هؤلاء
: « اگر ايمان در ثريا ( ستاره دوردستى كه در اين زمينه ضرب المثل است ) . باشد مردانى از اين گروه ( ايرانيان ) به آن دست مىيابند » ( 2 ) .
و از آنجا كه همه اين امور از قدرت و حكمت خداوند سرچشمه مىگيرد
هامش
( 1 ) « آخرين » عطف بر « اميين » است و ضمير « منهم » به « مؤمنين » برمىگردد كه از لابلاى كلام استفاده مىشود . بعضى نيز احتمال دادهاند كه عطف بر ضمير « يعلمهم » بوده باشد ، ولى معنى اول مناسبتر است .
( 2 ) اين حديث را طبرسى در « مجمع البيان » علامه طباطبائى در « الميزان » و سيوطى در « در المنثور » زمخشرى در « كشاف » قرطبى در تفسيرش ، و مراغى در تفسير خود ، و سيد قطب در « فى ظلال » ذيل آيه مورد بحث نقل كردهاند و در اصل از « صحيح بخارى » گرفته شده .