اصولا دعوت او به سوى سلامت است « وَاللَّه يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » ( يونس 25 ) و هدايت او نيز متوجه به سلامت مىباشد : « يَهْدِي بِه اللَّه مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَه سُبُلَ السَّلامِ » ( مائده 16 ) و قرارگاهى را كه براى مؤمنان فراهم ساخته نيز خانه سلامت است : « لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ » درود و تحيت بهشتيان نيز چيزى جز « سلام » نيست : « إِلَّا قِيلًا سَلاماً سَلاماً » ( واقعه 26 ) .
سپس مىافزايد : « او دوستانش را امنيت مىبخشد ، و ايمان مرحمت مىكند » « * ( الْمُؤْمِنُ ) * » ( 1 ) .
« او حافظ و نگاهدارنده و مراقب همه چيز است » ( * ( الْمُهَيْمِنُ ) * ) ( 2 ) .
« او قدرتمندى است كه هرگز مغلوب نمىشود ( * ( الْعَزِيزُ ) * ) .
« او با اراده نافذ خود به اصلاح هر امر مىپردازد » ( * ( الْجَبَّارُ ) * ) .
اين واژه كه از ماده « جبر » گرفته شده ، گاه به معنى قهر و غلبه و نفوذ
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران « مؤمن » را در اينجا به معنى « صاحب ايمان » تفسير كردهاند ، اشاره به اينكه اولين كسى كه به ذات پاك خدا و صفاتش و رسولانش ايمان دارد خود او است ، ولى آنچه در بالا ذكر كرديم مناسبتر است .
( 2 ) در اصل اين واژه دو قول در ميان مفسران و ارباب لغت وجود دارد بعضى آن را از ماده « هيمن » مىدانند كه به معنى مراقبت و حفظ و نگاهدارى است ، و بعضى آن را از ماده « ايمان » مىدانند كه همزه آن تبديل به « ها » شده است به معنى آرامش بخشيدن ، اين واژه دو بار در قرآن مجيد ، يك بار در باره خود قرآن ( مائده - 48 ) و يك بار در توصيف خداوند در آيه مورد بحث به كار رفته و در هر دو مورد مناسب همان معنى اول است ( لسان العرب ، تفسير فخر رازى و روح المعانى ) .
ابو الفتوح رازى ذيل آيه مورد بحث از « ابو عبيده » نقل مىكند كه در كلام عرب تنها پنج اسم است كه بر اين وزن آمده : ( مهيمن ) مسيطر ( مسلط ) و مبيطر ( دام پزشك ) و مبيقر ( كسى كه راه خود را مىگشايد و پيش مىرود ) و مخيمر ( نام كوهى است ) .