كه در اينجا آمده است شريك و شبيه و نظير او باشد .
و در آخرين آيه مورد بحث در تكميل اين صفات به شش وصف ديگر اشاره كرده چنين مىفرمايد : « او خداوندى است آفريننده » ( * ( هُوَ اللَّه الْخالِقُ ) * ) .
« خداوندى كه مخلوقات را بى كم و كاست ، و بدون شبيهى از قبل ، ايجاد كرد » ( * ( الْبارِئُ ) * ) ( 1 ) .
« آفريدگارى كه به هر موجودى صورت خاصى بخشيد » ( * ( الْمُصَوِّرُ ) * ) .
و سپس از آنجا كه اوصاف خداوند منحصر به اين اوصاف نيست ، بلكه اوصافش همچون ذاتش بى پايان است ، مىافزايد : « براى او نامهاى نيك است » ( * ( لَه الأَسْماءُ الْحُسْنى ) * ) .
و به همين دليل از هر گونه عيب و نقص ، منزه و مبرى است ، « و تمام موجوداتى كه در آسمان و زمين هستند براى او تسبيح مىگويند » و او را از هر عيب و نقصى پاك مىشمرند ( * ( يُسَبِّحُ لَه ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ) .
و سرانجام براى تاكيد بيشتر ، روى موضوع نظام آفرينش به دو وصف ديگر از اوصافش كه يكى از آنها قبلا آمد ، اشاره كرده ، مىفرمايد : « او عزيز و حكيم است » ( * ( وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ) * ) .
اولى نشانه كمال قدرت او بر همه چيز ، و غلبه بر هر مانع است ، و دومى اشاره به علم و آگاهى از نظام آفرينش و تنظيم برنامه دقيق در امر خلقت و تدبير
هامش
( 1 ) بارئ از ماده برء ( بر وزن قفل ) در اصل به معنى بهبودى و رهايى از امور ناخوش آيند است ، و لذا بارئ به كسى گفته مىشود كه چيزى را بدون كم و كاست و كاملا موزون ايجاد كند ، بعضى نيز آن را از ماده برى ( بر وزن نفى ) به معنى تراشيدن چوب گرفتهاند كه آن نيز به منظور موزون ساختن آن انجام مىگيرد . بعضى از ارباب لغت نيز تصريح كردهاند كه بارئ كسى است كه چيزى را بى سابقه و بدون نمونه قبلى ، ابداء كند .