شوند ، اما در اين هنگام يكى از بزرگان « بنى نضير » بنام « سلام » به « حيى بن اخطب » كه سرپرست برنامههاى « بنى نضير » بود گفت : اعتنايى به حرف « عبد اللَّه بن ابى » نكنيد ، او مىخواهد تو را تشويق به جنگ محمد ص كند ، و خودش در خانه بنشيند و شما را تسليم حوادث نمايد « حييى » گفت : ما جز دشمنى محمد ص و پيكار با او چيزى را نمىشناسيم ، « سلام » در پاسخ او گفت : به خدا سوگند من مىبينم سرانجام ما را از اين سرزمين بيرون مىكنند ، و اموال و شرف ما بر باد مىرود كودكان ما اسير ، و جنگجويان ما كشته مىشوند ( 1 ) .
آيات فوق سرانجام اين ماجرا را بازگو مىكند .
بعضى معتقدند اين آيات قبل از ماجراى يهود « بنى نضير » نازل شده و حكايت از حوادث آينده اين ماجرا مىكند ، و به همين دليل آن را از خبرهاى غيبى قرآن مىشمرند .
لحن آيات كه به صورت فعل مضارع ذكر شده گرچه اين نظر را تاييد مىكند ولى پيوند اين آيات با آيات پيشين كه بعد از ماجراى شكست بنى نضير و تبعيد آنها نازل گرديده نشان مىدهد كه اين آيات نيز بعد از اين ماجرا نازل شده و تعبير به فعل مضارع به عنوان حكايت حال است ( دقت كنيد ) .
تفسير : نقش منافقان در فتنههاى يهود
بعد از بيان ماجراى طايفه يهود « بنى نضير » در آيات گذشته ، و شرح
هامش
( 1 ) « روح البيان » جلد 9 صفحه 439 - همين معنى با تفاوتهايى در « تفسير در المنثور » جلد 6 صفحه 199 آمده است .