دارند « ( * ( يُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَيْهِمْ ) * ) .
و در اين زمينه تفاوتى ميان مسلمانان از نظر آنها نيست ، بلكه مهم نزد آنان مساله ايمان و هجرت است ، و اين دوست داشتن يك ويژگى مستمر آنها محسوب مىشود .
« ديگر اينكه آنها در درون سينههاى خود نيازى نسبت به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمىكنند » ( * ( وَلا يَجِدُونَ فِي صُدُورِهِمْ حاجَةً مِمَّا أُوتُوا ) * ) .
نه چشم داشتى به غنائمى كه به آنها داده شده است دارند ، و نه نسبت به آنها حسد مىورزند و نه حتى در درون دل احساس نياز به آنچه به آنها اعطا شده مىكنند ، و اصلا اين امور به خيال آنها نمىگذرد ، و اين نهايت بلندنظرى و بزرگوارى انصار را نشان مىدهد .
و در مرحله سوم مىافزايد : « آنها مهاجران را بر خود مقدم مىدارند هر چند شديدا فقير باشند » ( * ( وَيُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَلَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ ) * ) ( 1 ) .
و به اين ترتيب « محبت » و « بلندنظرى » و « ايثار » سه ويژگى پر افتخار آنها است .
مفسران در شان نزول اين آيه داستانهاى متعددى نقل كردهاند ، « ابن عباس » مىگويد : پيغمبر گرامى اسلام ص روز پيروزى بر يهود بنى نضير به انصار فرمود : « اگر مايل هستيد اموال و خانه هايتان را با مهاجران تقسيم كنيد ، و در اين غنائم با آنها شريك شويد ، و اگر مىخواهيد اموال و خانه هايتان از آن شما باشد و از اين غنائم چيزى به شما داده نشود » ؟ !
هامش
( 1 ) « خصاصة » از ماده « خصاص » ( بر وزن اساس ) به معنى شكافهايى است كه در ديوار خانه به وجود مىآيد و از آنجا كه فقر در زندگى انسان ايجاد شكاف مىكند از آن تعبير به « خصاصة » شده است .