تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥
« سپس روز قيامت آنها را از اعمالشان آگاه مىسازد چرا كه خداوند به هر چيزى دانا است » * ( ثُمَّ يُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * ) . در اين آيه چند نكته جلب توجه مىكند . 1 - « نجوى » و « نجات » در اصل به معنى مكان بلندى است كه به خاطر ارتفاعش از اطراف جدا شده ، و از آنجا كه هر گاه انسان بخواهد ديگرى بر سخنانش آگاه نشود به نقطه اى مىرود كه از ديگران جدا باشد به سخنان در گوشى « نجوى » گفته‌اند ، و يا از اين نظر كه نجوى كننده مىخواهد اسرار خود را از اينكه در دسترس ديگران قرار گيرد « نجات » بخشد . 2 - بعضى معتقدند كه « نجوى » حتما بايد ميان سه نفر يا بيشتر باشد و اگر دو نفر باشند به آن « سرار » ( بر وزن كنار ) گفته مىشود ، ولى اين بر خلاف ظاهر خود آيه است ، چرا كه جمله « * ( وَلا أَدْنى مِنْ ذلِكَ ) * » اشاره به كمتر از سه نفر يعنى دو نفر مىكند ، البته هنگامى كه دو نفر با هم نجوى مىكنند حتما بايد شخص ثالثى در آن نزديكى حضور داشته باشد ، و الا لزومى براى نجوى نيست ، اما اين سخن ارتباطى با آنچه گفتيم ندارد . 3 - قابل توجه اينكه در آيه فوق نخست از نجواى سه نفرى و بعد پنج نفرى سخن مىگويد ، و اما از نجواى چهار نفرى كه در ميان اين دو قرار دارد سخنى به ميان نيامده است ، گرچه همه اينها از باب مثال است ولى بعضى از مفسران وجود مختلفى براى آن ذكر كرده‌اند كه از همه مناسبتر اين است كه منظور رعايت فصاحت در كلام و عدم تكرار است زيرا اگر مىفرمود هر سه نفرى كه به نجوى بنشينند خداوند چهارمين آنها است و هر چهار نفرى كه به نجوى بنشينند خداوند پنجمين آنها است عدد « چهار » تكرار مىشد ، و اين از فصاحت دور است بعضى نيز گفته‌اند كه اين آيات در باره گروهى از منافقان نازل شده كه درست به همين عدد يعنى عدد سه و پنج نفر بودند .