است « ( * ( وَاللَّه عَلى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ) * ) .
اين در حقيقت به منزله دليلى است بر آنچه در جمله قبل ذكر شد .
آرى حضور خداوند در همه جا ، و در هر زمان ، و در درون و برون ما ، ايجاب مىكند كه نه فقط اعمال بلكه نيات و عقائد ما را احصا كند ، و در آن روز بزرگ كه « يوم البروز » است همه را بازگو فرمايد ، تا هم خود انسان و هم ديگران بدانند ، اگر عذاب و مجازات سختى در كار است دليلش چيست ؟
سپس براى تاكيد بر حضور خداوند در همه جا و آگاهى او بر همه چيز سخن را به مساله « نجوى » ( گفتگوهاى در گوشى ) مىكشد و مىفرمايد : « آيا نمىدانى كه خداوند آنچه را در آسمانها و آنچه در زمين است مىداند » ( * ( أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّه يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَرْضِ ) * ) .
گرچه روى سخن در اينجا به پيامبر است ولى مقصود عموم مردم مىباشد ( 1 ) .
و اين در حقيقت مقدمه اى است براى بيان مساله نجوى و سخنان در گوشى .
سپس مىافزايد : « هيچگاه سه نفر با هم در گوشى صحبت نمىكنند ، مگر اينكه خداوند چهارمين آنهاست ، و هيچگاه پنج نفر با هم نجوى نمىكنند مگر اينكه خداوند ششمين آنهاست » ( * ( ما يَكُونُ مِنْ نَجْوى ثَلاثَةٍ إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ وَلا خَمْسَةٍ إِلَّا هُوَ سادِسُهُمْ ) * ) ( 2 ) .
« و نه تعدادى كمتر و نه بيشتر از آن ، مگر اينكه او همراه آنهاست هر جا باشند » ( * ( وَلا أَدْنى مِنْ ذلِكَ وَلا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ أَيْنَ ما كانُوا ) * ) .
هامش
( 1 ) « ا لم تر » از ماده « رؤيت » در اصل به معنى مشاهده كردن حسى است ، ولى در بسيارى از موارد به معنى شهود قلبى و علم و آگاهى آمده است .
( 2 ) « نجوى » گرچه مصدر است ولى در اينجا به معنى اسم فاعل آمده است و يا از قبيل « زيد عدل » مىباشد .