4 - منظور از اينكه خداوند چهارمين يا ششمين آنهاست اين است كه او در همه جا حاضر و ناظر و از همه چيز آگاه است ، و گرنه ذات پاكش نه مكان دارد و نه هرگز توصيف به اعداد مىشود ، و يگانگى او نيز وحدت عددى نيست بلكه به اين معنى است كه شبيه و نظير و مثل و مانند ندارد .
5 - اين نكته نيز قابل توجه است كه در ذيل آيه سخن را از نجوى فراتر برده و مىفرمايد : « خداوند همه جا با مردم است و آنها را از اعمالشان روز قيامت با خبر مىسازد » و آيه را با احاطه علمى خداوند پايان مىدهد ، همانگونه كه شروع آيه نيز از احاطه علمى خداوند نسبت به همه چيز است .
6 - بعضى از مفسران براى آيه شان نزولى از « ابن عباس » نقل كردهاند كه در باره سه نفر به نام « ربيعه » و « حبيب » و « صفوان » نازل شده ، آنها با هم سخن مىگفتند ، يكى از آنها به ديگرى گفت : آيا خدا آنچه را ما مىگوئيم مىداند ؟ دومى گفت مقدارى را مىداند و مقدارى را نمىداند ! سومى گفت اگر مقدارى را مىداند همه را مىداند ! ( آيه فوق نازل شد و اعلام كرد كه خداوند در هر نجوى حاضر است و از همه چيز در زمين و آسمان آگاه است ، تا اين غافلان كوردل از اشتباه خود در آيند ) ( 1 ) .
نكته : حضور خداوند در هر نجوى
همان گونه كه گفتيم خداوند نه جسم است نه عوارض جسمانى دارد و به همين دليل زمان و مكانى براى او تصور نمىشود ، ولى در عين حال اگر تصور كنيم ممكن است جايى باشد كه خدا در آنجا حاضر و ناظر نباشد او را محدود ساختهايم .
هامش
( 1 ) « تفسير فخر رازى » جلد 29 صفحه 265 .