تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
ذلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْواهِكُمْ : « اين سخنى است كه تنها با دهان مىگوئيد » و هيچ واقعيتى در آن نيست ( احزاب - 4 ) . مطابق اين آيه « ظهار » عملى است حرام و منكر ، ولى از آنجا كه تكاليف الهى اعمال گذشته را شامل نمىشود ، و از لحظه نزول حاكميت دارد ، در پايان آيه مىفرمايد : « خداوند بخشنده و آمرزنده است » ( * ( وَإِنَّ اللَّه لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ) * ) . بنا بر اين اگر مسلمانى قبل از نزول اين آيات مرتكب اين عمل شده نبايد نگران باشد ، خداوند او را مىبخشد . بعضى از فقها و مفسران معتقدند كه الان هم ظهار گناهى است بخشوده ، همانند گناهان صغيره كه خداوند وعده عفو - در صورت ترك كبائر - نسبت به آن داده است ( 1 ) ولى دليلى بر اين معنى وجود ندارد ، و جمله بالا نمىتواند گواه آن باشد . اما به هر حال مساله كفاره به قوت خود باقى است . در حقيقت اين تعبير شبيه همان است كه در آيه 5 سوره احزاب آمده كه بعد از نهى از مساله پسرخواندگى ، مىافزايد : وَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ فِيما أَخْطَأْتُمْ بِه وَلكِنْ ما تَعَمَّدَتْ قُلُوبُكُمْ وَكانَ اللَّه غَفُوراً رَحِيماً : « گناهى بر شما نيست در خطايى كه در اين مورد از شما سر مىزند ، ولى آنچه را از روى عمد بگوئيد خداوند مؤاخذه مىكند ، و خداوند غفور و رحيم است » يعنى در مورد خطاها و گذشته‌ها . در اينكه ميان « عفو » و « غفور » چه تفاوتى است ؟ بعضى گفته‌اند : « عفو » اشاره به بخشش خداوند است ، « غفور » اشاره به پوشش گناه است ، زيرا ممكن است كسى گناهى را ببخشد اما هرگز آن را مكتوم ندارد ، ولى خداوند
هامش
( 1 ) « كنز العرفان » جلد 2 صفحه 290 در « الميزان » نيز اشاره اى به اين معنى ديده مىشود .