نه تنها حيات دنيا كه حيات برزخى و رستاخيز را نيز دربر مىگيرد ، آرى حيات و مرگ در تمام اشكالش به دست قدرت او است .
سپس به بيان پنج وصف ديگر پرداخته مىفرمايد : « او اول است ، و آخر است ، و ظاهر است ، و باطن است ، و از همه چيز آگاه است » ( * ( هُوَ الأَوَّلُ وَالآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْباطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ) * ) .
توصيف به اول و آخر بودن تعبير لطيفى است از ازليت و ابديت او ، زيرا مىدانيم او وجودى است بى انتها و واجب الوجود ، يعنى هستيش از درون ذات او است نه از بيرون ، تا پايان گيرد يا آغازى داشته باشد ، و بنا بر اين از ازل بوده و تا ابد خواهد بود .
او سرآغاز و ابتداى عالم هستى است ، و او است كه بعد از فناى جهان نيز خواهد بود .
بنا بر اين تعبير به اول و آخر هرگز زمان خاصى را دربر ندارد و اشاره به مدت معينى نيست .
توصيف به ظاهر و باطن نيز تعبير ديگرى از احاطه وجودى او نسبت به همه چيز است ، از همه چيز ظاهرتر است چرا كه آثارش همه جا را گرفته ، و از همه چيز مخفىتر است چون كه ذاتش بر كسى روشن نيست .
بعضى از مفسران در اينجا چنين تعبير كردهاند : الاول بلا ابتداء ، و الآخر بلا انتهاء ، و الظاهر بلا اقتراب ، و الباطن بلا احتجاب : « اولى است كه آغاز ندارد ، و آخرى است كه پايان ندارد ، ظاهرى است كه نزديك نيست ، باطنى است كه پوشيده نمىباشد » .
و بعضى ديگر تعبير لطيف ديگرى دارند : الاول ببره ، و الآخر بعفوه ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٩٨