تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
خاطر اين است كه نمىتوانيم عمر جاويدان بدهيم . بلكه هدف اين بوده است كه گروهى از شما را ببريم و گروه ديگرى را جاى آنها بياوريم ، و سرانجام شما را در جهانى كه نمىدانيد آفرينش تازه بخشيم « ( عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي ما لا تَعْلَمُونَ ) . در تفسير اين دو آيه نظر ديگرى غير از آنچه در بالا گفتيم نيز وجود دارد و آن اينكه آيه دوم بيان هدف آيه اول نيست بلكه دنباله آن است مىگويد : ما هرگز عاجز و مغلوب نيستيم از اينكه گروهى را ببريم و گروه ديگرى را جانشين آنها سازيم ( 1 ) . در مورد جمله « عَلى أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثالَكُمْ » نيز دو تفسير وجود دارد : يكى همان تفسيرى است كه در بالا ذكر كرديم كه در ميان مفسران مشهور است ، و مطابق آن سخن از تبديل اقوام در اين دنيا است ، تفسير دوم مىگويد : منظور از « امثال » خود انسانها هستند كه در قيامت باز مىگردند ، و تعبير به « مثل » به خاطر آن است كه انسان با تمام خصوصياتش باز نمىگردد ، بلكه در زمان ديگر و كيفيات تازه اى از نظر جسم و روح خواهد بود . ولى تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد ، و به هر حال هدف اين است كه از مساله مرگ استدلالى براى رستاخيز بيان كند ، استدلال را مىتوان به اين صورت توضيح داد : خداوند حكيم كه انسانها را آفريده و مرتبا گروهى مىميرند و گروه ديگرى جانشين آنها مىشوند هدفى داشته ، اگر اين هدف تنها زندگى دنيا بوده سزاوار است كه عمر انسان جاودان باشد ، نه آن قدر كوتاه و آميخته با هزاران ناملائمات كه به آمد و رفتش نمىارزد .
هامش
( 1 ) طبق تفسير اول جار و مجرور در « عَلى أَنْ نُبَدِّلَ ) * » متعلق است به « قدرنا » كه در آيه قبل آمده ، و طبق تفسير دوم متعلق است به « مسبوقين » ( دقت كنيد ) .