و اصولا تكيه بحثهاى اين سوره عمدتا روى مساله اثبات معاد ، است در اين آيات به بحث و بررسى پيرامون ادله معاد مىپردازد ، رويهمرفته هفت دليل بر اين مساله مهم ارائه مىدهد كه پايههاى ايمان را در اين زمينه قوى كرده ، قلب انسان را به وعدههاى الهى كه در آيات گذشته پيرامون مقربان و اصحاب اليمين و اصحاب الشمال آمده بوده مطمئن مىسازد .
در مرحله اول مىگويد : « ما شما را خلق كردهايم ، چرا آفرينش مجدد را تصديق نمىكنيد » ؟ ! ( * ( نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ) * ) ( 1 ) .
چرا از رستاخيز و معاد جسمانى بعد از خاك شدن بدن تعجب مىكنيد ؟
مگر روز نخست شما را از خاك نيافريديم ؟ مگر « حكم الامثال » واحد نيست ؟
اين استدلال در حقيقت شبيه همان است كه در آيه 78 - 79 سوره « يس » آمده كه قرآن در پاسخ يكى از مشركان كه استخوان پوسيده اى را در دست گرفته بود و مىگفت « چه كسى اين استخوانها را زنده مىكند » ! مىفرمايد :
وَ ضَرَبَ لَنا مَثَلًا وَنَسِيَ خَلْقَه قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ : او براى ما مثالى زد ، و آفرينش نخستين خود را فراموش كرد و گفت : چه كسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ، بگو : همان كس كه آن را در آغاز آفريد ، و او از همه مخلوقات خود آگاه است » .
در آيه بعد به دليل دوم اشاره كرده مىفرمايد : « آيا از نطفه اى كه در
هامش
( 1 ) « لو لا » به اصطلاح براى تحضيض و تحريك بر انجام كارى است ، و به گفته بعضى در اصل مركب از « لم » و « لا » بوده كه معنى سؤال و نفى را مىرساند ، و سپس ميم تبديل به واو شده ، اين واژه در جايى به كارى مىرود كه فرد يا افرادى در انجام كارى مسامحه مىكنند و به آنها گفته مىشود چرا چنين و چنان نمىكنيد .