براى چنين هدفى مناسب اين بود چند خيمه كوچك برپا شود .
دنياى با اين عظمت و اينهمه كرات و خورشيد و ماه و انواع موجودات زمينى نمىتواند براى هدف كوچكى مثل زندگى چند روزه بشر در دنيا آفريده شده باشد ، و گرنه آفرينش جهان پوچ و بى حاصل است ، اين تشكيلات عظيم براى موجود شريفى مثل انسان آفريده شده تا خداى بزرگ را از آن بشناسد معرفتى كه در زندگى ديگر سرمايه بزرگ او است .
اين بيان در حقيقت شبيه همان است كه در آيه 27 سوره ص در باره معاد آمده است : وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا : « ما آسمان و زمين و آنچه را در ميان آنهاست بيهوده نيافريدهايم اين گمان كافران است » .
ديگر اينكه صحنههاى معاد را در اين جهان در هر گوشه و كنار با چشم خود مىبينيد ، همه سال در عالم گياهان صحنه رستاخيز تكرار مىشود ، زمينهاى مرده را با نزول قطرات حياتبخش باران زنده مىكند ، چنان كه در آيه 39 سوره فصلت مىفرمايد : إِنَّ الَّذِي أَحْياها لَمُحْيِ الْمَوْتى « كسى كه اين زمينهاى مرده را زنده مىكند هم او است كه مردگان را زنده مىكند » ! در آيه 6 سوره حج نيز به همين معنى اشاره شده است .
نكته : دليلى براى اثبات حجيت قياس
در اصول فقه ما اين مساله مطرح است كه نمىتوان احكام شرع را از طريق قياس ثابت كرد ، فى المثل بگوئيم چون زن حائض روزه خود را قضا مىكند نماز خود را نيز بايد قضا كند ( و به اصطلاح بايد از كلى به جزئى راه پيدا كرد نه از يك جزء به جزئى ديگر ) هر چند علماى اهل سنت غالبا قياس را به عنوان