ميمنه اى « ؟ ! ( * ( فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ما أَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ ) * ) ( 1 ) .
منظور از « اصحاب الميمنه » كسانى هستند كه نامه اعمالشان را به دست راستشان مىدهند و اين امر در قيامت رمزى و نشانه اى براى مؤمنان نيكوكار و اهل نجات است ، چنان كه بارها در آيات قرآن به آن اشاره شده .
يا اينكه « ميمنه » از ماده « يمن » به معنى سعادت و خوشبختى گرفته شده ، و به اين ترتيب گروه اول گروه سعادتمندان و خوشبختانند .
و با توجه به اينكه در آيه بعد گروه دوم را به عنوان « اصحاب المشئمة » ( از ماده « شوم » معرفى مىكند مناسب همين تفسير اخير است ) ( 2 ) .
تعبير به « ما اصحاب الميمنة » ( چه گروه خوشبختى ؟ ) براى بيان اين حقيقت است كه حد و نهايتى براى خوشبختى و سعادت آنها متصور نيست ، و اين بالاترين توصيفى است كه در اين گونه موارد امكان دارد ، مثل اين است كه مىگوئيم : « فلان كس انسان است ، چه انسانى » ؟ ! سپس به ذكر گروه دوم پرداخته ، مىافزايد : « گروه ديگرى اصحاب شوم هستند چه اصحاب شومى » ؟ ! ( * ( وَأَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ما أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ ) * ) .
گروهى بدبخت و تيره روز و بيچاره و بينوا كه نامههاى اعمالشان را به دست چپشان مىدهند كه خود نشانه و رمزى است براى تيره بختى و جرم و جنايت آنها .
تعبير به « ما اصحاب المشئمة » نيز در اينجا نهايت بدبختى و شقاوت آنها را
هامش
( 1 ) در تركيب اين جمله احتمالات متعددى دادهاند كه از همه مناسبتر اين است كه گفته شود « اصحاب الميمنة » مبتدا است و « ما » استفهاميه مبتداى دوم ، و « اصحاب الميمنه » خبر آن است ، و مجموعا خبر مبتداى اول مىباشد و « فاء » در آغاز جمله به عنوان تفريع و تفسير است .
( 2 ) هر چند در آيات بعد بجاى اصحاب المشئمة ، اصحاب الشمال آمده است .