پرداخته ، مىافزايد : « در آن روز هيچ كس از انس و جن از گناهش پرسش نمىشود » ( * ( فَيَوْمَئِذٍ لا يُسْئَلُ عَنْ ذَنْبِه إِنْسٌ وَلا جَانٌّ ) * ) .
چرا سؤال نمىكنند ؟ براى اينكه همه چيز در آن روز آشكار است ، يوم البروز است ، و در چهره انسانها همه چيز خوانده مىشود .
ممكن است تصور شود كه اين آيه با آياتى كه تصريح و تاكيد بر مساله سؤال از بندگان در قيامت مىكند تضاد دارد ، مانند « آيه 24 صافات » و قفوهم انهم مسئولون : « آنها را متوقف سازيد كه بايد از آنها سؤال شود » و « آيه 92 - 93 سوره حجر » فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ :
« به پروردگارت سوگند كه از همه آنها سؤال مىكنيم از كارهايى كه انجام مىدادند » .
ولى با توجه به يك نكته اين مشكل حل مىشود و آن اينكه قيامت يك روز بسيار طولانى است ، و انسان از مواقف و گذرگاههاى متعددى بايد بگذرد و در هر صحنه و موقفى بايد مدتى بايستد ، طبق بعضى از روايات اين مواقف پنجاه موقف است ، در بعضى از اين مواقف مطلقا سؤالى نمىشود ، بلكه « رنگ رخساره خبر مىدهد از سر درون » چنان كه در آيات بعد خواهد آمد .
و در بعضى از مواقف مهر بر دهان انسان گذارده مىشود و اعضاى بدن به شهادت برمىخيزند ( 1 ) .
در بعضى از انسانها دقيقا پرسش مىشود ( 2 ) .
و در بعضى ديگر انسانها به جدال و دفاع و مخاصمه برمىخيزند ( 3 ) خلاصه
هامش
( 1 ) يس 65 .
( 2 ) مانند آيه مورد بحث و دو آيه اى كه در بالا اشاره كرديم .
( 3 ) نحل 111 .