40 - پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟
41 - بلكه مجرمان با قيافه هايشان شناخته مىشوند ، و آن گاه آنها را با موهاى پيش سر ، و پاهايشان ، مىگيرند ( و به دوزخ مىافكنند ) .
42 - پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟
43 - اين همان دوزخى است كه مجرمان آن را انكار مىكردند .
44 - امروز در ميان آن آب سوزان در رفت و آمدند ! 45 - پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد ؟
تفسير :
گنهكاران از سيمايشان شناخته مىشوند !
در تعقيب آيات گذشته كه بعضى از حوادث رستاخيز را بازگو مىكرد ، اين آيات هم چنان ادامه همان بحث و ذكر خصوصيات ديگرى از صحنه قيامت ، و چگونگى حساب ، و مجازات ، و كيفر است .
نخست مىفرمايد : « هنگامى كه آسمان شكافته شود ، و همانند روغن مذاب گلگون گردد ، حوادث هولناكى واقع مىشود كه هيچكس را ياراى تحمل آن نيست » ( * ( فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ ) * ) ( 1 ) .
از مجموع آيات « قيامت » به خوبى استفاده مىشود كه در آن روز نظام كنونى جهان به كلى در هم مىريزد ، و حوادث بسيار هولانگيز در سرتاسر عالم رخ مىدهد ، كواكب و سيارات و زمين و آسمان دگرگون مىشوند ، و مسائلى كه تصور آن امروز براى ما مشكل است واقع مىگردد ، و از جمله چيزى است كه در آيه فوق آمده است كه كرات آسمانى از هم مىشكافد و به
هامش
( 1 ) در اينكه « اذا » در اين جمله شرطيه است يا فجائيه است و يا ظرفيه احتمالات متعددى داده شده ولى بهتر همان اول است و جزاى شرط محذوف مىباشد و ممكن است در تقدير چنين باشد فاذا انشقت السماء فكانت وردة كالدهان كان اهوال لا يطيقها البيان .