براى فرار از چنگال عدالت نيست ) ( 1 ) جمع ميان تفاسير نيز امكانپذير است .
باز در اينجا دو گروه را مخاطب ساخته ، مىگويد : « كدامين يك از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ! ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
درست است كه تهديد فوق به ظاهر در مسير مجازات و كيفر است ، ولى از آنجا كه ذكر آن هشدارى است به همه انسانها ، و عاملى است براى اصلاح و تربيت ، طبعا لطف و نعمتى محسوب مىشود . و اصولا وجود حساب در هر دستگاه نعمت بزرگى است چرا كه به خاطر آن سرهاى همه به حساب خواهد بود ! آيه بعد براى تاكيد آنچه در آيه قبل دائر بر عدم قدرت انس و جن بر فرار از چنگال عدالت آمده ، مىافزايد : « شعله هايى از آتش بى دود ، و دودهايى متراكم بر شما مىفرستد ( و آن چنان شما را از هر سو احاطه مىكنند كه راهى براى فرار نيست ) و در اين هنگام نمىتوانيد از كسى يارى بطلبيد » ( * ( يُرْسَلُ عَلَيْكُما شُواظٌ مِنْ نارٍ وَنُحاسٌ فَلا تَنْتَصِرانِ ) * ) .
از يك سو فرشتگان شما را احاطه كردهاند و از سوى ديگر شعلههاى گرم و سوزان آتش و دودهاى تيره و تار و خفقانآور اطراف محشر را فرا مىگيرد و راهى براى گريز نيست .
« شواظ » - به گفته « راغب » در « مفردات » و « ابن منظور » در « لسان العرب » و بسيارى از مفسران - به معنى شعلههاى بى دود آتش است ، و بعضى آن را به معنى زبانههاى آتش كه از خود آتش به ظاهر بريده مىشود و سبز رنگ است تفسير كردهاند ، و در هر حال اين تعبير اشاره به شدت حرارت آن است .
هامش
( 1 ) « تفسير صافى » صفحه 517 ، تفسير مجمع البيان جلد 9 صفحه 205 .