سپس چنين دعا كرد : اللهم انى اسئلك بان لك الحمد ، لا إله الا انت المنان ، بديع السماوات و الارض ، ذو الجلال و الاكرام يا حى يا قيوم .
پيامبر ص به اصحاب و يارانش فرمود : مىدانيد خدا را با چه نامى خواند ؟ عرض كردند : خدا و رسولش آگاهتر است ، فرمود :
و الذى نفسى بيده لقد دعا اللَّه باسمه الاعظم الذى اذا دعى به اجاب ، و اذا سئل به اعطى :
« قسم به آن كس كه جانم به دست او است خدا را به اسم اعظمش خواند كه هر گاه كسى خدا را به آن بخواند اجابت مىكند ، و هر گاه به وسيله آن از او تقاضا كند عطا مىفرمايد » ( 1 ) .
بار ديگر خلايق را مخاطب ساخته مىفرمايد : « كدامين نعمت از نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد » ؟ ! ( * ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ) * ) .
محتواى آيه بعد در واقع نتيجه اى است از آيات قبل ، زيرا مىفرمايد :
« تمام كسانى كه در آسمانها و زمين هستند همواره نيازهاى خود را از او مىخواهند ، و از او سؤال مىكنند » ( * ( يَسْئَلُه مَنْ فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ) .
چرا چنين نباشد ؟ در حالى كه همه فانىاند و او باقى است ، نه تنها در پايان جهان همه كائنات جز ذات پاك پروردگار راه فنا مىپويند كه الان نيز همه در برابر او فانى هستند ، و بقائشان بسته به بقاء او و مشيت او است ، و اگر لحظه اى نظر لطفش را از كائنات برگيرد « فرو ريزند قالبها » ! با اين حال مگر كسى جز او هست كه اهل آسمانها و زمين از وى تقاضا كنند ؟ !
هامش
( 1 ) تفسير « روح المعانى » جلد 27 صفحه 95 .