بديهى است از يك مشت جمعيت خرافى و نادان و بتپرست ، جز « حميت جاهليت » انتظار نمىرفت ، ولى از مسلمانان موحدى كه ساليان دراز در مكتب قرآن پرورش يافته بودند چنين خلق و خوى جاهلى غير منتظره بود . آنچه از آنها انتظار مىرفت همان سكينه و وقار و تقوا بود كه در حديبيه به نمايش گذاردند ، هر چند نزديك بود بعضى از تندخويان ناشكيبا كه شايد رسوباتى از گذشته را با خود داشتند اين سد نيرومند را بشكنند ، و جنجالى بر پا كنند ، اما سكينه و وقار پيامبر ص همچون آبى بر اين آتش ريخته شد و خاموش گشت .
در پايان آيه مىفرمايد : « و خداوند به هر چيزى عالم و آگاه بوده و هست » ( * ( وَكانَ اللَّه بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً ) * ) .
او هم نيات سوء كفار را مىداند ، و هم پاكدلى مؤمنان راستين را ، در اينجا سكينه و تقوا نازل مىكند ، و در آنجا حميت جاهليت را مسلط مىسازد كه خداوند هر قوم و ملتى را به مقدار شايستگيهايشان مشمول لطف و رحمت خود مىسازد ، و يا خشم و غضبش !
نكته : حميت جاهليت چيست ؟
گفتيم « حميت » در اصل از ماده « حمى » به معنى حرارت است ، و سپس در معنى غضب ، و بعدا به معنى نخوت و تعصب آميخته با غضب به كار رفته است .
اين واژه گاه در همين معنى مذموم ( توأم با قيد جاهليت ، يا بدون آن ) و گاه در معنى ممدوح و پسنديده به كار مىرود ، و اشاره به غيرت منطقى و تعصب