اين امور در قرآن مجيد آمده است .
و به تعبير ديگر اين يك اصل است ، ولى غالبا در برابر هر اصل استثناء وجود دارد ، فى المثل ارث بردن « فرزند » از « پدر » يك اصل است ، اما هر گاه پسر قاتل پدر باشد و يا از اسلام بيرون رود از ارث ممنوع خواهد شد .
همچنين رسيدن نتيجه تلاش هر كس به او ، يك اصل است اما مانعى ندارد كه طبق قرارداد اجاره كه يكى از اصول قرآنى است ( 1 ) آن را در برابر چيزى كه مورد رضاى طرفين است واگذار كند ، يا از طريق وصيت و نذر كه آن نيز در قرآن است به ديگرى منتقل سازد .
3 - پاسخ به چند سؤال
در اينجا سؤالاتى مطرح است كه بايد به آن پاسخ داد :
نخست اينكه اگر بهره هر كس در قيامت تنها حاصل سعى او است ، پس « شفاعت » چه معنى دارد ؟
ديگر اينكه در آيه 21 سوره طور در مورد بهشتيان مىخوانيم : أَلْحَقْنا بِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ : « ما فرزندان آنها را نيز به آنها ملحق مىسازيم » در حالى كه « ذريه » تلاشى در اين راه نكردهاند .
از اين گذشته در روايات اسلامى آمده كه هر گاه كسى اعمال خيرى انجام دهد ، نتيجه او به فرزندان او مىرسد .
پاسخ همه اين سؤالات يك جمله است و آن اينكه : قرآن مىگويد :
انسان بيش از سعى و كوشش خود حق ندارد ، ولى اين مانع از آن نخواهد بود كه از طريق لطف و تفضل پروردگار ، نعمتهايى به افراد لايق داده شود ،
هامش
( 1 ) اين اصل در داستان موسى و شعيب در سوره قصص آيه 27 آمده است .