است ، و به معنى ملايمت طبع با انجام كار يا چيزى است ، و از آنجا كه گاه كسى اذنى مىدهد در حالى كه رضايت قلبى ندارد در آيه فوق براى تاكيد بعد از « اذن » مساله « رضا » نيز آمده است ، هر چند در مورد خداوند متعال اذن از رضا جدا نيست و تقيه در باره او معنى ندارد .
نكتهها :
1 - گسترش دامنه آرزوها !
آرزو و تمنى از محدود بودن قدرت انسان و ناتوانى او سرچشمه مىگيرد زيرا هر گاه به چيزى علاقه داشت و به آن نرسيد شكل آرزو و تمنى به خود مىگيرد ، و اگر هميشه خواستن توانستن بود و هر چه مىخواست فورا به آن دست مىيافت آرزو معنى نداشت .
البته تمنيات انسان گاهى صادق است و از روح بلند او سرچشمه مىگيرد و عاملى است براى حركت و تلاش و جهاد و سير تكاملى او ، مثل اينكه انسان آرزو مىكند در علم و دانش و تقوى و شخصيت و آبرو سرآمد جهانيان باشد .
ولى بسيار مىشود كه اين آرزوها كاذب است ، و درست بر عكس آرزوهاى صادق مايه غفلت و بيخبرى و تخدير و عقبماندگى است ، مثل آرزوى رسيدن به عمر جاويدان ، و خلود در زمين ، و در اختيار گرفتن تمام اموال و ثروتها ، و حكومت بر همه انسانها و موهومات ديگرى از اين قبيل .
و به همين دليل در روايات اسلامى تشويق شده كه مردم به سراغ آرزوهاى خير بروند ، در حديثى از پيغمبر اكرم ص مىخوانيم : من تمنى شيئا و هو للَّه عز و جل رضى لم يخرج من الدنيا حتى يعطاه : « كسى كه تمنى چيزى