سابق نيز بعيد نيست .
در آخرين آيه مورد بحث براى تاكيد بيشتر روى همين مساله مىافزايد :
« چه بسيار فرشتگانى كه در آسمانها هستند و شفاعت آنها هيچگونه سودى نمىبخشد ، مگر بعد از آنكه خدا براى هر كس بخواهد و راضى باشد اجازه شفاعت دهد » ( * ( وَكَمْ مِنْ مَلَكٍ فِي السَّماواتِ لا تُغْنِي شَفاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ يَأْذَنَ اللَّه لِمَنْ يَشاءُ وَيَرْضى ) * ) .
جايى كه فرشتگان آسمان با آن همه عظمت ، حتى به صورت جمعى قادر بر شفاعت نيستند ، جز به اذن و رضاى پروردگار ، از اين بتهاى بى شعور و فاقد هر گونه ارزش چه انتظارى داريد ؟ آنجا كه عقابان تيز پرواز پر و بالشان مىريزد از پشههاى ناتوان چه كارى ساخته است ؟ آيا شرمآور نيست كه مىگوئيد ما اين بتها را مىپرستيم تا شفيعان ما بر درگاه خدا باشند ؟ ! تعبير به « كم » ( چه بسيار ) در اينجا به معنى عموم است يعنى هيچيك از فرشتگان نمىتوانند بى اذن و رضاى او شفاعت كنند ، زيرا اين تعبير در لغت عرب گاه در معنى جمعى به كار مىرود ، همانگونه كه واژه « كثير » در آيه 70 سوره اسراء به معنى عموم است : وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا :
« ما بنى آدم را بر عموم مخلوقات خود برترى بخشيديم » و نيز در آيه 223 سوره شعرا در باره شياطين مىخوانيم : وَأَكْثَرُهُمْ كاذِبُونَ : « اكثر آنها دروغگو هستند » در حالى كه مىدانيم همه آنها دروغگو هستند ( 1 ) .
اما فرق ميان « اذن » و « رضا » از اين نظر است كه « اذن » در جايى مىگويند كه شخص رضايت باطنى خويش را آشكار كند ، ولى رضايت اعم از آن
هامش
( 1 ) ضمير جمع در « شفاعتهم » با اينكه « ملك » مفرد است به خاطر رعايت مفهوم كلام است كه معنى جمعى دارد .