سفر آسمانى پيامبر ص شروع شد و آسمانهاى هفتگانه ( 1 ) را يكى پس از ديگرى پيمود ، و در هر آسمان با صحنههاى تازه اى روبرو شد ، با پيامبران و فرشتگان و در بعضى از آسمانها با دوزخ يا دوزخيان ، و در بعضى با بهشت و بهشتيان ، برخورد كرد ، و پيامبر ص از هر يك از آنها خاطرههاى پر ارزش و بسيار آموزنده در روح پاك خود ذخيره فرمود ، و عجائبى مشاهده كرد كه هر كدام رمزى و سرى از اسرار عالم هستى بود ، و پس از بازگشت اينها را با صراحت ، و گاه با زبان كنايه و مثال ، براى آگاهى امت در فرصتهاى مناسب شرح مىداد ، و براى تعليم و تربيت از آن استفاده فراوان مىفرمود .
اين امر نشان مىدهد كه يكى از اهداف مهم اين سفر آسمانى استفاده از نتائج عرفانى و تربيتى اين مشاهدات پر بها بود ، و تعبير پر معنى قرآن « * ( لَقَدْ رَأى مِنْ آياتِ رَبِّه الْكُبْرى ) * » در آيات مورد بحث مىتواند اشاره اجمالى و سربسته اى به همه اين امور باشد . البته همانگونه كه گفتيم بهشت و دوزخى را كه پيامبر ص در سفر معراج مشاهده كرد ، و كسانى را در آن متنعم يا معذب ديد ، بهشت و دوزخ قيامت نبود ، بلكه بهشت و دوزخ برزخى بود ، زيرا طبق آياتى كه قبلا اشاره كرديم قرآن مجيد مىگويد بهشت و دوزخ رستاخيز بعد از قيام قيامت و فراغت از حساب نصيب نيكوكاران و بدكاران مىشود .
سرانجام به هفتمين آسمان رسيد ، و در آنجا حجابهايى از نور مشاهده كرد همانجا كه « سدرة المنتهى » و « جنة الماوى » قرار داشت ، و پيامبر ص در آن
هامش
( 1 ) طبق بعضى از آيات قرآن مانند « * ( إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ ) * » « ما آسمان پائين را به زينت ستارگان آراستيم » ( صافات - 6 ) آنچه ما از عالم بالا مىبينيم و تمامى ستارگان و كهكشانها همه جزء آسمان اولند ، بنا بر اين آسمانهاى ششگانه ديگر عوالمى هستند فوق آنها ؟