( * ( وَالنَّجْمِ إِذا هَوى ) * ) .
در اينكه مراد از « النجم » در اينجا چيست ؟ مفسران احتمالات بسيار داده ، و هر يك تفسيرى را برگزيدهاند .
جمعى آن را اشاره به « قرآن مجيد » مىدانند ، چرا كه متناسب با آيات بعد در باره وحى است ، و تعبير به « نجم » به خاطر اين است كه عرب از چيزى كه تدريجا و در فواصل مختلف انجام مىگيرد تعبير به « نجوما » مىكنند ( در اقساط وامها و امور ديگرى از اين قبيل تعبير « نجوما » بسيار به كار مىرود ) و از آنجا كه قرآن در طول 23 سال ، و در مقاطع مختلف بر پيامبر اكرم ص نازل شده است به عنوان « نجم » از آن ياد شده ، و منظور از « * ( إِذا هَوى ) * » نزول آن بر قلب پاك رسول خدا ص است .
جمعى ديگر آن را اشاره به يكى از ستارگان آسمان مانند « ثريا » ( 1 ) يا « شعرى » ( 2 ) دانستهاند ، چرا كه اين ستارگان از اهميت خاصى برخوردار هستند .
بعضى نيز گفتهاند : منظور از « النجم » شهابهايى است كه به وسيله آن شياطين از صحنه آسمان رانده مىشوند ، و عرب اين شهابها را « نجم » مىنامد .
ولى هيچيك از اين چهار تفسير دليل روشنى ندارد بلكه ظاهر آيه آن چنان كه اطلاق واژه « النجم » اقتضا مىكند سوگند به همه ستارگان آسمان است كه
هامش
( 1 ) « ثريا » مجموعه ستارگان هفتگانه اى است كه شش عدد از آن آشكار و يكى بسيار كم نور است كه معمولا براى شناسايى قدرت ديد ، افراد را به وسيله آن آزمايش مىكنند ، سوگند به اين ستاره ممكن است به خاطر مسافت زياد آن از ما بوده باشد .
( 2 ) « شعرى » يكى از پرنورترين ستارگان آسمان است كه ذيل آيه 49 همين سوره به خواست خدا شرح بيشترى در باره آن خواهيم داد ، رمز سوگند به آن ممكن است از اين نظر باشد كه فوق العاده پرفروغ و درخشان و داراى ويژگيهايى است .