( * ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ) * ) .
اين تعبير شبيه استدلالى است براى آنچه در آيه قبل در زمينه نفى ضلالت و غوايت آمده ، چرا كه سرچشمه گمراهيها غالبا پيروى از هواى نفس است .
در سوره ص آيه 26 مىخوانيم : وَلا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه از هواى نفس پيروى مكن كه تو را از طريق خداوند گمراه مىسازد » .
و در حديث معروف پيامبر ص و امير مؤمنان على ع نيز آمده است :
اما اتباع الهوى فيصد عن الحق :
« اما پيروى از هواى نفس انسان را از راه خدا باز مىدارد » ( 1 ) .
بعضى از مفسران معتقدند كه جمله « ما ضل صاحبكم » ناظر به نفى جنون از پيامبر است ، و جمله « و ما غوى » ناظر به نفى شاعر بودن ، و يا هر گونه ارتباط به شعر چرا كه در آيه 224 سوره شعرا مىخوانيم : وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ : « شعرا كسانى هستند كه گمراهان از آنها پيروى مىكنند ( شعراى خيالپرداز و بىهدف ) و جمله » * ( وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ) * « نفى نسبت كهانت است چرا كه كاهنان افرادى هواپرست و هوسبازند .
سپس با صراحت تمام مىگويد « آنچه را او آورده است تنها وحى است كه از سوى خداوند به او فرستاده شده » ( * ( إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى ) * ) .
او از خودش چيزى نمىگويد ، و قرآن ساخته و پرداخته فكر او نيست ، همه از ناحيه خدا است ، و دليل اين ادعا در خودش نهفته است ، بررسى آيات قرآن به خوبى گواهى مىدهد كه هرگز يك انسان هر قدر عالم و متفكر باشد ، تا چه
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » كلام 42 .