تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
از نشانه‌هاى بارز عظمت خداوند ، و از اسرار بزرگ جهان آفرينش و از مخلوقات فوق العاده عظيم پروردگار است . اين نخستين بار نيست كه قرآن به موجودات عظيمى از جهان خلقت سوگند ياد مىكند ، در آيات ديگر قرآن نيز به خورشيد و ماه و مانند آن سوگند ياد شده است . تكيه بر غروب آنها ، در حالى كه طلوع آنها بيشتر جلب توجه مىكند به خاطر آن است كه غروب ستارگان دليل بر حدوث آنها مىباشد و نيز دليلى است بر نفى عقيده ستاره پرستان همانگونه كه در داستان ابراهيم ع آمده است . « فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْه اللَّيْلُ رَأى كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الآفِلِينَ » : « هنگامى كه تاريكى شب او را پوشانيد ستاره اى مشاهده كرد ، گفت : آيا اين خداى من است ؟ اما هنگامى كه غروب كرد گفت من غروب كنندگان را دوست ندارم » ! ( انعام - 76 ) . اين معنى نيز قابل توجه است كه مساله « طلوع » در ريشه لغت « نجم » افتاده چرا كه به گفته « راغب » در « مفردات » اصل « نجم » همان « كوكب طالع » است ، و به خاطر همين است كه از « روئيدن گياه در زمين » و « دندان در دهان » و « آشكار شدن نظريه اى در ذهن » تعبير به « نجم » مىشود . به اين ترتيب خداوند هم سوگند به طلوع ستارگان ياد كرده و هم غروب آنها چرا كه دليل بر حدوث و اسارتشان در چنگال قوانين خلقت است ( 1 ) .
هامش
( 1 ) اگر در بعضى از روايات « نجم » به شخص پيامبر ( ص ) تفسير شده و « هوى » به معنى نزول او از آسمان در شب معراج ، در حقيقت جزء بطون آيه است نه ظاهر آن .