قرب او جاى گيرند ، و از بركات نزديكى به ذات پاكش بهره ور شوند .
جواب اين سؤال روشن است ، تكامل انسانى چيزى نيست كه بتوان آن را به « اجبار » آفريد ، بلكه راه طولانى و درازى است كه انسانها بايد با پاى خود آن را طى كنند ، و با اراده و تصميم و افعال اختيارى خويش ، طرح آن را بريزند .
آيا اگر از كسى به اجبار و با زور سرنيزه مبلغ هنگفتى براى ساختن يك بيمارستان بگيرند اين عمل هيچ اثر اخلاقى و تكامل روحى براى او دارد ؟
مسلما نه ، اما اگر به اراده و ميل خويش ، حتى يك ريال به چنين هدف مقدسى كمك كند به همان نسبت راه كمال اخلاقى را پيموده است .
از اين سخن چنين نتيجه مىگيريم كه خداوند بايد با اوامر و تكاليف و برنامههاى تربيتى كه وسيله پيامبران او و نيروى عقل ابلاغ مىشود ، اين مسير را براى ما مشخص كند ، و ما با اختيار و اراده خويش اين راه را بپيمائيم .
3 - باز در اينجا سؤال ديگرى مطرح است كه وقتى بعضى توضيحات بالا را مىشنوند مىگويند : بسيار خوب ، هدف از آفرينش ما تكامل انسانى ، يا به تعبير ديگر قرب به پروردگار و حركت وجودى ناقص به سوى وجودى بى نهايت كامل بوده است ، ولى هدف از اين تكامل چيست ؟
پاسخ اين سؤال نيز با اين جمله روشن مىشود كه تكامل ، هدف نهايى و يا به تعبير ديگر « غاية الغايات » است .
توضيح اينكه : اگر از محصلى سؤال كنيم براى چه درس مىخوانى ؟
مىگويد : براى اينكه به دانشگاه راه يابم .
باز اگر سؤال كنيم دانشگاه را براى چه مىخواهى ؟ مىگويد : براى اينكه فى المثل دكتر يا مهندس لايقى شوم .
مىگوئيم : مدرك دكترا و مهندسى را براى چه مىخواهى ؟ مىگويد :
براى اينكه فعاليت مثبتى كنم و هم درآمد خوبى داشته باشم .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 393
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٣