على ع در باره حجتهاى الهى در روى زمين چنين مىفرمايد :
هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة ، و باشروا روح اليقين ، و استلانوا ما استعوره المترفون ، و انسوا بما استوحش منه الجاهلون ، و صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلى ، اولئك خلفاء اللَّه فى ارضه و الدعاة الى دينه :
« علم و دانش با حقيقت بصيرت به آنها روى آورده ، و روح يقين را لمس كردهاند ، آنچه دنيا پرستان آن را مشكل مىشمرند براى آنها آسان است ، و به آنچه جاهلان از آن وحشت دارند انس گرفتهاند ، در اين دنيا با بدنهايى زندگى مىكنند كه ارواحشان به جهان بالا پيوسته ، آنها خلفاى الهى در زمينند و دعوت - كنندگان به آئين خدا ! ( 1 ) .
نكتهها :
1 - حقيقت مرگ ؟
غالبا تصور مىكنند مرگ يك امر عدمى و به معنى فنا است ، ولى اين برداشت هرگز با آنچه در قرآن مجيد آمده و دلائل عقلى به آن رهنمون مىشود موافق نيست .
« مرگ » از نظر قرآن يك امر وجودى است ، يك انتقال و عبور از جهانى به جهان ديگر است ، و لذا در بسيارى از آيات قرآن از « مرگ » تعبير به « توفى » شده كه به معنى باز گرفتن ، و دريافت روح از تن به وسيله فرشتگان است .
تعبير آيات فوق « * ( وَجاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ) * » : « شدائد مرگ به حق
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » « كلمات قصار » كلمه 147 .