در حديث ديگرى مىخوانيم : امام موسى بن جعفر ع وارد بر كسى شد ، در حالى كه غرق سكرات موت بود ، و به هيچكس پاسخ نمىگفت ، جمعيت عرض كردند : اى فرزند رسول خدا ص ! دوست داريم حقيقت مرگ را براى ما شرح دهى ، و بگويى بيمار ما الان در چه حالى است ؟
فرمود : « مرگ وسيله تصفيه است كه مؤمنان را از گناه پاك مىكند ، و آخرين ناراحتى اين عالم است ، و كفاره آخرين گناهان آنها است ، در حالى كه كافران را از نعمتهايشان جدا مىكند ، و آخرين لذتى است كه به آنها مىرسد و آخرين پاداش كار خوبى است كه احيانا انجام دادهاند ، و اما اين شخص محتضر به كلى از گناهانش پاك شد و از معاصى بيرون آمد و خالص گشت آن چنان كه لباس چركين با شستشو پاك مىشود ، و او هم اكنون شايستگى آن را پيدا كرده كه در سراى جاويد معاشر ما اهل بيت باشد » ! ( 1 ) .
2 - سكرات موت
در آيات فوق سخن از « سكرات مرگ » بود ، و گفتيم « سكرات » جمع « سكرة » به معنى حالتى است شبيه مستى كه بر اثر شدت حادثه اى دست مىدهد و انسان را سخت مضطرب مىسازد ، ولى مستى نيست .
درست است كه مرگ براى مؤمنان آغاز يك انتقال به جهانى وسيعتر ، و مملو از مواهب الهى است ، ولى با اينهمه اين حالت انتقالى براى هيچ انسانى آسان نيست ، چرا كه روح ساليان دراز با اين تن خو گرفته ، و پيوند داشته است .
لذا هنگامى كه از امام صادق ع سؤال مىكنند چرا هنگامى كه روح
هامش
( 1 ) همان مدرك .