شده » ( 1 ) .
مفسران و ارباب لغت در باره معنى « وريد » تفسيرهاى گوناگونى دارند عده اى معتقدند كه وريد همان رگى است كه به قلب يا كبد انسان پيوسته است ، و بعضى آن را به معنى تمام رگهايى كه از بدن انسان مىگذرد مىدانند ، در حالى كه بعضى ديگر آن را به رگ گردن تفسير كردهاند ، و گاه آن را « وريدان » مىگويند يعنى دو رگ گردن .
ولى معنى اول مناسبتر به نظر مىرسد ، مخصوصا با توجه به آيه 24 سوره انفال كه قبلا اشاره كرديم .
ضمنا اين كلمه ( وريد ) در اصل از واژه « ورود » به معنى رفتن به سراغ آب گرفته شده ، و از آنجا كه خون از اين رگ وارد قلب مىشود ، و يا وارد به اعضاء ديگر آن را « وريد » گفتهاند .
ولى بايد توجه داشت كه اصطلاح متداول امروز در باره « وريد » و « شريان » ( رگهايى كه خون انسان را از تمام اعضاء به سوى قلب مىبرد ، و رگهايى كه خون را از قلب به اعضاء مىرساند ) اصطلاحى است مخصوص علم زيستشناسى كه ارتباطى به معنى لغوى اين كلمه ندارد .
در آيه بعد مىافزايد : « به خاطر بياوريد هنگامى را كه دو فرشته سمت راست و چپ انسان كه مراقب و ملازم او هستند اعمال او را گرفته و ضبط مىكنند » ( * ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَعَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) « نور الثقلين » جلد 5 صفحه 108 .
( 2 ) « اذ » در جمله * ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ ) * ظرف است و متعلق به فعل محذوفى است ، و در تقدير چنين است : اذكروا اذ يتلقى المتلقيان : اين معنى را جمعى از مفسران پذيرفتهاند ، ولى جمع ديگرى آن را متعلق به « اقرب » مىدانند كه در آيه قبل آمده است ، ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد ، زيرا جمله * ( وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ) * و همچنين جمله * ( إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ ) * استقلال خود را حفظ مىكنند ، بى آنكه يكى ديگرى را مقيد كند ، به علاوه تناسب صدر و ذيل در تفسير دوم چندان روشن به نظر نمىرسد .