گفتند ، و بارها پاسخ شنيدند و باز هم از روى لجاجت تكرار كردند .
به هر حال قرآن مجيد در اينجا از چند راه به آنها پاسخ مىگويد :
نخست : به علم بى پايان خدا اشاره كرده ، مىفرمايد : « ما مىدانيم آنچه را زمين از بدن آنها مىكاهد و كم مىكند ؟ و نزد ما كتابى است كه همه چيز در آن محفوظ است » ( * ( قَدْ عَلِمْنا ما تَنْقُصُ الأَرْضُ مِنْهُمْ وَعِنْدَنا كِتابٌ حَفِيظٌ ) * ) .
اگر اشكال و ايراد شما به خاطر اين است كه استخوانهاى آدمى مىپوسد ، و گوشت او خاك مىشود ، و جزء زمين مىگردد و ذراتى از آن نيز تبديل به بخار و گازهاى پراكنده در هوا مىگردد ، چه كسى مىتواند آنها را جمع آورى كند ؟ و اصلا چه كسى از آنها با خبر است ؟
پاسخش معلوم است : خداوندى كه علم او به تمام اشياء احاطه دارد تمام اين ذرات را مىشناسد ، و به هنگام لزوم همه را جمع آورى مىكند ، همانگونه كه ذرات پراكنده آهن را در ميان تلى از غبار با يك قطعه آهنربا مىتوان جمع - آورى كرد ، جمع آورى ذرات پراكنده هر انسان براى خدا از اينهم آسانتر است .
و اگر ايراد آنها اين است كه حساب اعمال انسان را چه كسى براى معاد و رستاخيز نگهميدارد ؟ پاسخش اين است كه همه اينها در لوح محفوظ ثبت است ، و اصولا چيزى در اين عالم گم نمىشود ، حتى اعمال شما باقى مىماند ، هر چند تغيير شكل مىدهد .
« * ( كِتابٌ حَفِيظٌ ) * » به معنى كتابى است كه حافظ اعمال تمام انسانها و غير آن است ، و اشاره به « لوح محفوظ » است كه شرح آن را ذيل آيه 39 سوره رعد دادهايم ( جلد دهم صفحه 241 ) .
سپس به پاسخ ديگرى مىپردازد كه بيشتر جنبه روانى دارد ، مىگويد :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٠