سپس به بيان پاره اى از ايرادهاى بى اساس كفار و مشركان عرب پرداخته ، از ميان آنها به دو ايراد اشاره مىكند :
نخست مىگويد : « بلكه آنها تعجب كردند كه پيامبرى انذارگر ، از خود آنها آمده ، و كافران گفتند : اين چيز عجيبى است » ؟ ! ( * ( بَلْ عَجِبُوا أَنْ جاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ فَقالَ الْكافِرُونَ هذا شَيْءٌ عَجِيبٌ ) * ) .
اين ايرادى است كه قرآن بارها به آن و پاسخ آن اشاره كرده ، و تكرار آن نشان مىدهد كه از ايرادهاى اصلى كفار بوده كه همواره آن را تكرار مىكردند .
نه تنها به پيامبر اسلام ص كه به ساير پيامبران نيز همين ايراد را مىگرفتند ، گاه مىگفتند : إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا : « شما تنها انسانهايى مثل ما هستيد كه مىخواهيد ما را از آنچه نياكانمان مىپرستيدند باز داريد » ! ( ابراهيم - 10 ) .
و گاه مىگفتند : ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْه وَيَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ : « اين انسانى همانند شما است ، از آنچه مىخوريد ، مىخورد و از آنچه شما مىنوشيد مىنوشد » ! ( مؤمنون - 33 ) .
و گاه مىافزودند : لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْه مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَه نَذِيراً : « چرا فرشته اى همراه او نازل نشده تا همراه او انذار كند » ؟ ! ( فرقان - 7 ) .
ولى همه اينها بهانه هايى بود براى عدم تسليم در برابر حق .
قرآن در آيات مورد بحث پاسخى از اين ايراد نمىگويد ، چرا كه بارها به آن پاسخ گفته است ، كه اگر فرضا فرشته اى مىفرستاديم آن را به صورت بشر قرار مىداديم ، يعنى رهبر و راهنماى انسان تنها مىتواند انسان باشد ، تا از تمام دردها ، نيازها ، تمايلات ، خواستها و مسائل زندگى او با خبر باشد ، و از سوى ديگر بتواند در جنبههاى عملى الگويى براى آنها گردد ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 228
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٨