تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
لجوج و هدايت ناپذير ، و هواپرستان بىبصيرت و غرق گناه را ، به كران و كوران ، و گاه به مردگان ، تشبيه كرده است . در آيه 42 سوره يونس مىخوانيم : أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ وَلَوْ كانُوا لا يَعْقِلُونَ : « آيا تو مىتوانى صداى خود را به گوش كران برسانى هر چند تعقل نمىكنند » و در آيه 80 نمل آمده است : إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى وَلا تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعاءَ إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ : « تو نمىتوانى سخنت را به گوش مردگان برسانى ، و نمىتوانى كران را هنگامى كه روى برمىگردانند و پشت مىكنند متوجه سخنان خودسازى » همچنين آيات ديگر . اين تعبيرات همه به خاطر آن است كه قرآن براى انسان « دو نوع گوش و چشم و حيات » قائل است : گوش و چشم و حيات ظاهر ، و گوش و چشم و حيات باطن . و مهم بخش دوم از درك و ديد و حيات است ، كه وقتى از كار بيفتد ، نه پند و اندرز مفيد خواهد بود و نه انذار و هشدار ! قابل توجه اينكه : در آيات گذشته ، اين گروه از مردم ، به افرادى تشبيه شده بودند كه چشمانى ضعيف و ديد محدود دارند ، و در آيه اخير آنها را به كران و كوران تشبيه مىكند ، اين به خاطر آن است كه انسان هنگامى كه مشغول به دنيا مىشود به كسى مىماند كه چشمانش درد مختصرى پيدا كرده هر قدر اشتغالش به دنيا بيشتر ، و تمايلش به ماديات شديدتر ، و بىاعتنائيش به روحانيات فزونتر مىگردد ، از آن درد چشم به نقصان ديد ، و از آن ، به مرحله كورى مىرسد اين همان چيزى است كه دلائل قطعى در زمينه تشديد روحيات منفى و مثبت در انسان و رسوخ ملكات در وجود او بر اثر تكرار و اصرار بر عمل به ثبوت رسانده است و قرآن نيز همين ترتيب را رعايت فرموده ( 1 ) .
هامش
( 1 ) « تفسير كبير فخر رازى » جلد 27 صفحه 214 و 215 ) .