و به اين ترتيب اميد آنها را در مورد جدايى از شياطين براى هميشه مبدل به ياس مىكند و چه طاقتفرساست تحمل اين همنشينى ؟ ! در تفسير اين آيه احتمالات ديگرى نيز داده شده از جمله اينكه گاه انسان از ديدن دردمندان ديگر دردش تخفيف پيدا مىكند ، چرا كه معروف است البلية اذا عمت طابت : « هنگامى كه بلا عمومى شد گوارا مىشود ! » اما به اينها گفته مىشود در آنجا چنين تسلى خاطرى نيست چنان غرق عذابيد كه عذاب شيطان هم بند شما مايه تسلى شما نخواهد شد ( 1 ) .
اين احتمال را نيز دادهاند كه گاه مصيبتى فرا مىرسد و انسان پيامدهاى آن را ميان خود و دوستان تقسيم مىكند ، و بار مصيبت سبك مىشود ، ولى در آنجا اين مساله نيز وجود ندارد ، چرا كه هر كدام سهم وافرى از عذاب الهى دارند بىآنكه از ديگرى چيزى كاسته شود ! .
ولى با توجه به اينكه اين آيه تكميلى است براى آيه قبل همان تفسير اول كه انتخاب كرديم مناسبتر است .
در اينجا قرآن اين گروه را به حال خود مىگذارد و روى سخن را به سوى پيامبر ص كرده از غافلان كوردلى كه پيوسته او را تكذيب مىكردند ، و از قماش همان گروهى بودند كه در آيات قبل از آنها سخن گفته شد ، بحث كرده ، مىفرمايد : « آيا تو مىتوانى سخن خود را به گوش كران برسانى ؟ و يا كوران را هدايت كنى ؟ و كسانى را كه در ضلال مبين هستند و احساس نمىكنند به راه راست دعوت نمايى » ؟ ! ( * ( أَ فَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْيَ وَمَنْ كانَ فِي ضَلالٍ مُبِينٍ ) * ) .
شبيه اين معنى در آيات ديگرى از قرآن مجيد نيز آمده است ، كه افراد
هامش
( 1 ) بنا بر اين تفسير جمله « * ( أَنَّكُمْ فِي الْعَذابِ مُشْتَرِكُونَ ) * » فاعل « ينفع » خواهد بود ، نه نتيجه آن .