عربى فصيح و گوياست « كه همگان از آن بهره مند شوند ( * ( لِساناً عَرَبِيًّا ) * ) .
و در پايان آيه هدف نهايى از نزول قرآن را در دو جمله كوتاه به اين صورت شرح مىدهد : « هدف اين بوده كه ظالمان را انذار و نيكوكاران را بشارت دهد » ( * ( لِيُنْذِرَ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَبُشْرى لِلْمُحْسِنِينَ ) * ) .
و با توجه به جمله « ينذر » كه فعل مضارع است و دلالت بر استمرار دارد روشن مىشود كه انذار قرآن همچون بشارت آن دائمى و مستمر است ، ظالمان و ستمگران را در سراسر تاريخ بيم مىدهد و انذار مىكند ، و به نيكوكاران همواره بشارت مىدهد .
قابل توجه اينكه نقطه مقابل « ظالمان » را « نيكوكاران » قرار داده ، چرا كه « ظلم » در اينجا معنى وسيعى دارد كه هر گونه بدكارى و خلافكارى را شامل مىشود كه طبعا يا ظلم به ديگران است يا ظلم بر نفس .
آيه بعد در حقيقت تفسيرى است براى « محسنين » ( نيكوكاران ) كه در آيه قبل آمده بود مىفرمايد : « كسانى كه گفتند : پروردگار ما اللَّه است ، سپس استقامت به خرج دادند ، نه ترسى براى آنهاست و نه غمى دارند » ( * ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلا هُمْ يَحْزَنُونَ ) * ) ( 1 ) .
در واقع تمام مراتب ايمان و همه اعمال صالح در اين دو جمله جمع است چرا كه « توحيد » اساس همه اعتقادات صحيح است ، و تمام اصول عقائد به ريشه توحيد بازمىگردد ، و « استقامت » و صبر و شكيبايى نيز ريشه همه اعمال صالح است ، زيرا مىدانيم تمام اعمال نيك را مىتوان در سه عنوان « صبر بر اطاعت » ،
هامش
( 1 ) * ( الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ) * . . . مبتداست ، و جمله لا خوف عليهم خبر آن است البته فاء بر سر خبر نمىآيد ، مگر در مواردى كه مانند آيه مورد بحث مفهوم شرطيت در جمله باشد .