مجيد معرفى شده كه منظور از آن شهود باطنى است .
در دنباله آيه مىافزايد : « به آنها گفته مىشود : جايگاه شما دوزخ است » ! ( * ( وَمَأْواكُمُ النَّارُ ) * ) .
و اگر گمان مىكنيد كسى به يارى شما مىشتابد قاطعانه به شما مىگوئيم « هيچ يار و ياورى براى شما نيست » ( * ( وَما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ ) * ) .
اما چرا و به چه دليل شما گرفتار چنين سرنوشتى شديد ؟ « اين به خاطر آن است كه آيات خدا را به سخريه گرفتيد و زندگى دنيا شما را مغرور كرد » ( * ( ذلِكُمْ بِأَنَّكُمُ اتَّخَذْتُمْ آياتِ اللَّه هُزُواً وَغَرَّتْكُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا ) * ) .
اصولا اين دو از يكديگر جدا نيست : « غرور » و « استهزا » افراد مغرور و خود برتربين كه ديگران را با چشم حقارت نگاه مىكنند غالبا آنها را به باد استهزا و سخريه مىگيرند ، سرچشمه اصلى غرور نيز متاع زندگى دنيا و قدرت و ثروت و پيروزيهاى گذرا و موقت آن است كه افراد « كمظرفيت » را چنان غافل مىسازد كه حتى براى دعوت فرستادگان الهى كمترين ارزشى قائل نخواهند شد ، و حتى زحمت مطالعه دعوت آنها را به خود نمىدهند .
و در پايان آيه بار ديگر آنچه را كه در آيه قبل آمده بود به تعبير ديگرى تكرار و تاكيد كرده ، مىگويد : « امروز آنها از آتش دوزخ خارج نمىشوند ، و هيچگونه عذرى از آنها پذيرفته نيست » ( * ( فَالْيَوْمَ لا يُخْرَجُونَ مِنْها وَلا هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ) * ) ( 1 ) .
در آنجا سخن از ماوى و جايگاه ثابت آنها بود و در اينجا سخن از عدم خروج آنها از دوزخ است ، در آنجا مىفرمود ياورى ندارند ، و در اينجا مىگويد
هامش
( 1 ) در مورد معنى « يستعتبون » و ريشه اصلى آن ذيل آيه 57 سوره روم ( جلد 16 صفحه 486 ) توضيح لازم را دادهايم .