و تخمين پندارها تكيه مىكنيد .
در آيه بعد به يكى از بهانه جوئيهاى بىاساس اين گروه در مورد معاد اشاره كرده ، مىگويد : « هنگامى كه آيات بينات و آشكار ما بر آنها خوانده مىشود تنها دليلى كه در برابر آن دارند اين است كه مىگويند : اگر راست مىگوئيد پدران ما را زنده كنيد و بياوريد تا بر صدق گفتار شما گواهى دهند ( * ( وَإِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) * ) ( 1 ) .
آنها مدعى بودند اگر زنده شدن مردگان حق است به عنوان نمونه نياكان ما را زنده كنيد تا ببينيم و باور كنيم ، و از آنها سؤال كنيم كه بعد از مرگ چه خبر است ؟ آيا گفته شما را تصديق مىكنند ؟ ! آرى اين تنها دليل آنها بود ، دليلى سست و واهى ، چرا كه خداوند قدرت خويش را بر احياى مردگان از طرق مختلف به انسانها نشان داده است :
پيدايش نخستين انسان از خاك ، تحولهاى عجيب نطفه در رحم ، آفرينش آسمان و زمين پهناور ، زنده شدن زمينهاى مرده بعد از نزول باران كه در آيات قرآن به عنوان اسناد زنده اى بر امكان رستاخيز آمده ، بهترين دليل بر اين معنى است ، چه نيازى به مطلب ديگرى در اين زمينه است ؟
از اين گذشته ، آنها عملا نشان داده بودند كه جز بهانه جويى هدفى ندارند و به فرض كه چنين صحنه اى مقابل چشمشان انجام مىگرفت بلافاصله مىگفتند اين سحر است ، همانگونه كه در موارد مشابه آن گفتند .
تعبير به « حجت » ( دليل ) در مورد اين گفتار بىاساس آنها در حقيقت كنايه از اين است كه آنها دليلى جز بىدليلى ندارند .
هامش
( 1 ) « حجتهم » در آيه فوق خبر « كان » و ان قالوا . . . اسم آن است .