خانه كعبه پرداخت ، و در ضمن طواف در باره پيامبر اسلام ص با هم سخن مىگفتند ، ابو جهل گفت و اللَّه انى لاعلم انه صادق « به خدا سوگند كه من مىدانم او راست مىگويد » ! فورا وليد به او گفت : خاموش باش ! تو از كجا اين سخن را مىگويى ؟
ابو جهل گفت : اى وليد ما او را در كودكى و جوانى صادق امين مىناميديم ، چگونه بعد از تمام عقل و كمال رشد او را كذاب و خائن بناميم ؟ باز تكرار مىكنم : « مىدانم او راست مىگويد » ! وليد گفت : پس چرا او را تصديق نمىكنى و ايمان نمىآورى ؟
گفت : مىخواهى دختران قريش بنشينند و بگويند از ترس شكست ، تسليم برادرزاده ابو طالب شدم ؟ ! .
سوگند به بتهاى « لات » و « عزى » كه هرگز از او پيروى نخواهم كرد ! اينجا بود كه آيه * ( وَخَتَمَ عَلى سَمْعِه وَقَلْبِه ) * : « خدا بر گوش و قلب او مهر نهاده » نازل شد ( 1 ) .
هامش
( 1 ) تفسير مراغى جلد 25 صفحه 27 .