و در حديث ديگرى از امام زين العابدين ع آمده است كه خداوند مىفرمايد :
و عزتى و عظمتى ، و جلالى و بهايى ، و علوى و ارتفاع مكانى ، لا يؤثر عبد هواى على هواه الا جعلت همه فى آخرته ، و غناه فى قلبه ، و كففت عنه ضيعته ، و ضمنت السماوات و الارض رزقه ، و اتته الدنيا و هى راغمة :
« به عزت و عظمتم سوگند به جلال و نورانيت و مقام بلندم قسم كه هيچ بنده اى خواست مرا بر هوى خود مقدم نمىدارد مگر اينكه همت او را در آخرت و بىنيازى او را در قلبش قرار مىدهم ، و امر معاش را بر او آسان مىسازم ، و روزى او را بر آسمانها و زمين تضمين مىكنم و مواهب دنيا با تواضع به سراغ او مىآيد » ! ( 1 ) .
و در حديثى از امام صادق ع آمده است :
احذروا اهوائكم كما تحذرون اعدائكم ، فليس شىء اعدى للرجال من اتباع اهوائهم و حصائد السنتهم :
« از هواى نفس بترسيد همانگونه كه از دشمنان بيم داريد ، چرا كه چيزى براى انسان دشمنتر از پيروى هواى نفس و آنچه بر زبان جارى مىشود نيست . ( 2 ) .
و بالآخره در حديثى ديگر از امام صادق ع آمده است كه فرمود :
انى لارجو النجاة لهذه الامة لمن عرف حقنا منهم الا لاحد ثلاثة : صاحب سلطان جائر ، و صاحب هوى ، و الفاسق المعلن :
« من اميد نجات را براى اين امت براى آنها كه حق ما را بشناسند دارم ، مگر براى سه گروه : دوستان سلاطين جور ، و هوىپرستان ، و گنهكارى كه آشكارا گناه مىكند ( و باك ندارد ) ( 3 ) .
و در اين زمينه آيات و روايات بسيار فراوان و پر بار است .
اين سخن را با جمله پرمعنايى كه بعضى به صورت شان نزول نقل كردهاند ، و گواه زنده اى بر مقصود ما است پايان مىدهيم ، يكى از مفسران مىگويد : شبى از شبها « ابو جهل » در حالى كه « وليد بن مغيره » با او همراه بود به طواف
هامش
( 1 ) « بحار الانوار » جلد 70 صفحه 75 و 76 و 77 .
( 2 ) « اصول كافى » جلد 2 باب اتباع الهوى حديث 1 .
( 3 ) « بحار الانوار » جلد 70 صفحه 76 .