« علماى خود را رب و پروردگار خويش قرار دادهاند » ( توبه - 31 ) .
در حديث نيز آمده است كه امام باقر و امام صادق ع فرمودند :
اما و اللَّه ما صاموا لهم ، و لا صلوا ، و لكنهم احلوا لهم حراما و حرموا عليهم حلالا ، فاتبعوهم و عبدوهم من حيث لا يشعرون :
« به خدا سوگند آنها ( يهود و نصارى ) براى پيشوايان خود نماز و روزه بجا نياوردند ، ولى پيشوايانشان حرامى را براى آنها حلال ، و حلالى را حرام كردند ، و آنها پذيرفتند و پيروى نمودند ، و بىآنكه توجه داشته باشند آنها را عبادت و پرستش كردند » ! ( 1 ) .
ولى بعضى از مفسران اين تعبير را اشاره به بت پرستان قريش مىدانند كه به هر چيز دل مىبستند از آن بتى مىساختند و در برابر آن عبادت مىكردند و هر گاه جسم ديگرى را مىيافتند كه جلب توجهشان را مىنمود بت اول را كنار گذاشته از دومى بت مىساختند ! و به اين ترتيب معبود آنها چيزى بود كه هواى نفس آنها بپسندد ( 2 ) .
ولى تعبير « * ( مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * » : « كسى كه معبود خود را هواى نفس خويش قرار دهد » با تفسير اول هماهنگتر است .
در مورد جمله « * ( أَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ ) * » تفسير معروف همان است كه در بالا گفتيم يعنى « خداوند با علم به اينكه استحقاق هدايت ندارند آنها را گمراه كرده است اشاره به اينكه آنها با دست خود تمام چراغهاى هدايت را شكسته ، و راههاى نجات را به روى خود بسته ، و پلهاى بازگشت را پشت سر خود ويران كردهاند ، در چنين شرايطى خداوند لطف و رحمتش را از آنها بر مىگيرد و حس تشخيص نيك و بد را از آنها سلب مىكند ، گويى قلب و
هامش
( 1 ) ( نور الثقلين ) جلد 2 صفحه 209 .
( 2 ) - تفسير ( در المنثور ) جلد 6 صفحه 35 .